یسنا گل مامانییسنا گل مامانی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره
وبلاگ یسنا گلیوبلاگ یسنا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 14 روز سن داره

یسنا گل زندگی

بیست ماهگی

آرام جان مادر ، این روزها چقدر بزرگ شده ای... تو بزرگ می شوی و من هر روز که می گذرد در دریای عشق تو کوچکتر می شوم ... مهربانم ... بی تو زیستن برای من ممکن نیست ... کاش می توانستم از چشمان تو سیراب شوم .... ای خورشید سرزمین عاشقی من ، دوستت دارم ... بیستمین ماهگرد بودنت مبارک  نازنینم ... این روزها تو پرشده ای از بازی ها و لجبازی های کودکانه .... پر شده ای از گلواژه های بسیار زیبا که در گوش من ترانه ایست ماندگار... این روزها خیلی توی حرف زدن پیشرفت داشتی دیگه به راحتی جمله های کوتاه رو بیان می کنی مثل: *مامان بشین اینجا*دستمو بگیر  و خیلی جمله دیگه که خیلی قشنگ تلفظ می کنی ...
14 مهر 1393

هشتمین مروارید

دختر نازنینم درخشش هشتمین مرواریدت مبارک این روزا وقتی توی دهانت رو می بینم خیلی دلم می سوزه آخه جای تمام دندونات تاول های بزرگ زده و همش دستت رو تو دهانت می کنی . عزیزم امیدورام که همه دندونات به راحتی در بیان و تو اصلا اذیت نشی   ...
14 مهر 1393

مرسی دایی جونم

این عروسک.خوشکل هدیه دایی رضا و خاله حانیه هست. انقدر واست کادو می خرن که هر چیز،جدیدی که داری می گی دایی خریده. اینم یه جمله از قول یسنا: دایی و آله عاشتم   ...
31 شهريور 1393

هفتمین دندون

عزیزم دوباره یه مروارید جدید تو جعبه مرواریدات داره خود نمایی می کنه و اونو زیباتر می کنه . نفسم درخشش هفتمین مرواریدت مبارک   تصمیم گرفتن منم مثه دوستات واست عکس دندوناتو بذارم تا در آینده ترتیب دراومدن دندوناتو بدونی    ...
31 شهريور 1393

واکسن

دیروز رفتیم مرکز بهداشت واسه واکسن تا از در وارد شدیم خانم رو با لباس سفید دیدیم گریه کردی گفتی بریم خلاصه با کلی صحبت رازیت کردیم بیای تو ... خدارو شکر قد و وزنت عالی بود  قد 87       وزن  14    واسه واکسن زدن خیلی گریه کردی  ولی بعدش با چیپس یا به قول خودت پیس ساکت شدی قربون دختر صبورم برم انقدر پات درد می کرد که لنگون لنگون راه می رفتی ولی اصلا گریه نمی کردی ما هم به خاطر اینکه دردت یادت بره بردیمت شهر بازی بعدشم رفتیم رستوران غذا خوردیم و تو اونجا با نی نی ها بازی کردی  ...
24 مرداد 1393

18 ماهگی

یسنای من برایت رویاهایی آرزو میکنم تمام نشدنی       وآرزوهایی پرشور ... برایت آرزو میکنم که دوست داشته باشی     آنچه را که باید دوست بداری وفراموش کنی آنچه را که باید فراموش کنی ...     برایت شوق آرزو میکنم ...      آرامش آرزو میکنم باتمام وجود آرزو میکنم وقتی لبخند به دنبال جایی برای نشستن میگردد.لبهایت در آن نزدیکی باشد .         آرزو میکنم هیچ راه نجاتی نداشته باشی وقتی غرق خوشبختی هستی ...   فرشته ی مهربونم 18 ماهگیت م...
21 مرداد 1393